زمونه ي وارونه
توي اين دوره زمونه دوره ي خفن وارونه
زنا مثل مرد ميشن مردا ميشن مثل زن
كوچيكا بزرگ ميشن بزرگام مثل ميشن
چند نفر كله خراب همه رو بردن به خواب
وقتي خوابن حاليشون نيست از تعقل هيچ نشون نيست
توي روياها ميغلطن توي خواب دارن ميخندن
خواباشون خنده دارن طفلياخوب حق دارن
مثلاً اين يكي رو بزار بگم پسره نه ريخت داره نه عقل يه كم
نه سواد ، نه ماشينو خونه داره بيچاره چند ساليم هست بيكاره
دخترا رو كه نگو توي صفن واسه ديدن آقا توي كفن
ماشينو اوه اوه عجب رنگي داره ته اسپرته عجب رينگي داره
غذاهاي آقايون جورواجورن يه روزي كباب يه روز بره دارن
خلاصه هرچي كه آرزو داره توي خواب همشونو اون تو داره
اما خوب اينا همشون تو خوابه اين خوابام هر چند كه ديگه كم يابه
با صداي ننه عذرا و لگد هاي پدر پا ميشه از خواب نازنين پسر
بيچاره كوفتش شده اون همه لعبت تازه ميخواست برسه به عند لذت
خوب اگه منم باشم دمق ميشم دماغم رو تند و تند سر مي كشم
ميگيرم باز مي خوابم از دوباره تا برن غصه هام از تو خاطره







